هانی در مهد اسفند 92
سلام دوستای گلم حالتون خوبه منم خوبه خوبم یادتونه بخاطر اون یک ذره شیطنت که داشتم خاله مدرس نیا باهام صحبت کرد که با بچه های مهد مهربونتر باشم و اگر کسی منو اذیت کرد بجای راه انداختن جنگ و دعوا به خاله های مهد بگم تا اونا مشکل منو حل کنه سه روز متوالی پیش خاله مریم بودم و رابطه ام با دوستام خیلی خوب و صمیمی شد طوری که همه مربی ها از من راضی بودن و بخاطر این رفتاره خوبم یک کوروکودیل از مهد جایزه گرفتم من و دوستم آقا بهزاد توی مهد اینم جایزه ی من کوروکودیل با کمک خاله مریم دارم کاردستی درست میکنم کاردستی : طبل بوسیله یک قوطی و بادکنک و دوتا چوب بستی همه این عکس ها را خاله مریم ...
نویسنده :
از زبان هاني
20:34
کفشدوزک خوشگل هانی
کفشدوزک خوشگل من کی میدونه این چیه که روی انگشتم راه میره من کفشدوزک را از روی عکساش میشناختم اما الان دارم از نزدیک میبینمش من کفشدوزک را با نام انگلیسیش می شناسم و بهش میگم Ladybug ببینید کفشدوزک خوشگلم چقدر منو دوست داره و دورم میچرخه ...
نویسنده :
از زبان هاني
19:15
هانی با لباس فیلی
سلام بچه ها میدونید من خیلی خیلی خوش شانسم چون یک مربی مهربون دارم توی مهد که خیلی منو دوست داره و من هم عاشقشم و این عکسها را روز تولدم خاله مریم از من انداخته چون میدونست فیل دوست دارم لباس فیل تنم کرد و ازم عکس گرفت . مربیمه میخوامش دوسش دارم می پامش هر چی دارم تو دنیا میخوام بشه به نامش ...
نویسنده :
از زبان هاني
21:02
عکس های هانی در بهمن 92
هانی در سپیدان دختر بچه ی آروم و دوست داشتنی پسر بچه ی شیطون بالای دیوار سد بستانو نایبند بقیه عکس ها در ادامه مطلب هانی در سپیدان دختر بچه ی آروم و دوست داشتنی پسر بچه ی شیطون بالای دیوار این نی نی نمیزاره باهاش بازی کنم سد بستانو نایبند طبیعت چاهمبارک این منم کیف به دست تازه از مهد برگشتم بفرمایید کیک تولد من درستش کردم و این دوتا آهن یعنی شمع های روی کیکه یک دو سه فوت کنید اینم وزنه...
نویسنده :
از زبان هاني
13:45








